![]() |
![]() |
|
| اگر روزی بی مدارا از باغهای خاطره گذشتی,مراعات کن حال پروانه ها را |
|
من کلاٌ اشتباهی بودم.........
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 15:47 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
شاید این شعری که میگویم کمی هم مستند باشد
صحنههایی زنده از متنی که اجرا میشود باشد ای همیشه در کنارم! هرکجایی رفتهام بیتو دیدهام چشمی که مشتاقانه مشغول رصد باشد من که هر لبخندِ مصنوعی و اکراهِ طبیعی را دوستی نامیدهام حتا اگر اسمش حسد باشد هی پس و پیشم کنید اینجا، ولی حتا ممیز هم میگذارد گاهگاهی صفر هم جایی عدد باشد من بیفتم باز هم پا میشوم اما امیدی نیست او که پا در کفش من کردهست رفتن را بلد باشد شاعرانِ دوست! ممنونم تحمل میکنید اما این غزل باید برای عدهای هم گوشزد باشد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:27 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
سلام.خیلی از دوستان پیام دادن و نکته ای رو تذکر دادن.....من اصلا منظورم طبل بی عاری نبوده.دقیقا همینی که نوشتم بوده.(طبل بیاری)
ایهام داره................................... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 9:59 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
ما بر دهل عشق دستک زده ایم........تنبک ما طبل بیاری نیست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 15:11 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
نگاهی بر مقوله ی "تنظیم"بر گروه نوازی های استاد فرامرز پایور
(نوشته شده برای بولتن بزرگداشت استاد پایور در شیراز) مقدمه:ارکستر پایور جدیترین گروه موسیقی در تاریخ گروه نوازی موسیقی ایرانی ست.نگاهبانی کردن ازاصول گروه نوازی با ابداع برخی موارد فنی،استقلال ذهنی نوازنده در هنگام اجرای پارتیتور های از پیش نگاشته شده،کوک بی نظیر گروه که تا به امروز نمونه ی بارز هر اجرای صحنه ای استاندارد است و .......بسیاری از موارد مختلف که بر مدعای جمله ی نخست صحه می گذارد.فرامرز پایور از نخستین پیشگامان گروه نوازی ست و تنها آهنگسازی ست که درزمان واحد با دو گونه ارکستر از لحاظ ساز بندی و صدا دهی به عنوان آهنگساز و سرپرست به طور مداوم و طولانی کار کرده است.اما نکته ای که این نوشته بر اساس اثبات و یا تفسیر آن نوشته شده است مقوله ی "تنظیم"در ارکستر پایور می باشد که خود نقطه عطفی ست در راستای سیر تاریخی اجرای موسیقی.
پیش گفتار:"تنظیم "در موسیقی ایرانی به مفهوم امروزه ی آن به دو زمان تاریخی بررسی می شود.قبل و بعد از علینقی وزیری.وزیری با وارد کردن بخشی از موسیقی غربی به داخل هنر ایرانی و همچنین مراودات آهنگسازان غربی در داخل و مسافرتهای ایرانیان به خارج از مرزها رونقی به بخش موسیقی ما که امروزه جزو جدا نشدنی آن محسوب می شود اضافه کرد.جدا از اینکه این تغییر دیدگاه به نفع و یا ضرر موسیقی گردید( که از مجال این نوشته خارج است) نگاهی را روانه ی ذهنیت های آهنگسازان کرد تا با دیدگاه های جدید به این مقوله روی آورند.در واقع تنظیم زمانی پا به عرصه ی موسیقی ایرانی گذاشت که دیدگا ه های متفاوتی را با خود در پی داشت.نخست آنکه در کل موسیقی ایرانی در ارایه ی مقوله ی گروه نوازی نیازی به تنظیم ندارد ودیگر آنکه در مجموع تعدد سازی در زمینه ی اجرایی آنقدر رونق نداشت که نیاز این پدیده حس شود.در این میان گروه پایور با ارایه ی نمونه های بسیار مناسب به بسط و گسترش این مقوله پرداخت. مانند رپرتوار های اجرایی گروه، تنظیم نیز به جمع نوآوری شان اضافه شود.آنچه در این باره حایز اهمیت می باشد بکر بودن این نوع دیدگاه است که توانست جمعیت قابل ملاحظه ای را در این سیستم صدا دهی وارد کند.در شرایط سنتی زمان گذشته از منظر رپرتوار و نوازندگی که بیشتر بر پایه ی تکنوازی آنهم بر گرفته از ردیف صرف استوار بود و همچنین حضور ارکستر هایی مشا به ارکستر های کلاسیک غربی در رادیو، حضور پر صلابت گروه پایور حداقل برای یک دهه قابل اعتنا و اعتبار است. هر چند امروزه باید در نظر داشت که مقوله ی "تنظیم " خود به گونه های مختلف تقسیم می شود. مانند "تنظیم " کلاسیک یا سنتی (مانند آثار گروه پایور و اکثر ارکستر های دهه پنجاه)،"تنظیم" گلها (نمونه ای کامل از برنامه ی گلها در همان دهه ) "تنظیم " گروه نوازی های چاووش (مانند آثار چاووش و گروه نوازی های دهه ی شست و هفتاد) "تنظیم " شخصی (مانند آثاری از حسین علیزاده، احمد پژمان،محمد علی کیانی نژاد،مجتبی میرزاده و ......که با شنیدن تنظیم ها می توان رد پای تنظیم کننده را به وضوح دید)، ،"تنظیم " مدرن با دیدگاه های امروزی. شایان ذکر است که این مقاله مخاطب خود را خاص و اهل موسیقی می داند و از این روی از توضیح پاره ای مفاهیم بنیادی و پایگی موسیقی اجتناب خواهد کرد زیرا دیدگاه های علمی موسیقی ،مخاطب خاص خود را طلب می کند و همچنین از طولانی شدن نوشته به خاطر همطراز نبودن دیدگاه نویسنده و خواننده رنج نحواهد برد. در رابطه با تحلیل و تشریح تنظیم های گروه اساتید، تنها با نوشتن چند مقاله و بررسی دیدگاه ها و یا شنیدن نمونه های صوتی آن این مهم میسر نخواهد بود.شاید بتوان در چند صفحه ی پیش رو مواردی را تیتروار بررسی کرد اما بدیهی ست این مقوله باید در غالب پایان نامه های علمی بیشتر و بسیط تر ارایه شود تا به صورت جامع تری مورد استفاده قرار گیرد.در اینجا با ذکرچهار عنوان مطلب را شروع و به آن می پردازیم:
- برتری نداشتن گروه بندی سازها نسبت به یکدیگر ونگاه به محتوای نواخت ها در گروه پایور برای تنظیم، بیشتر به محتوای موسیقایی نواخت ها توجه شده است تا مرز بندی های رایج امروزی.نوازنده ها تنها بر پایه ی اصول نوازندگی و آنچه خواسته ی آهنگساز است به این مقوله نگاه می کنند تا تقسیم بندی هایی مانند "مضرابی ها"،"کششی ها"و یا "کوبه ای ها".پولت بودن سازهای غیر همگن از نظر صدادهی مانند نی و تار ویا سنتور و کمانچه به عنوان جفتهای تنظیم شده در کنار یکدیگراز همین نکات است.ساز بندی ها در نوع تنظیم و همچنین صدا دهی گروه نقش مهمی دارند. در همین دیدگاه است که مخاطب می تواند با تنوع بیشتری موسیقی را بشنود و از تفکیک های صحیحی از دیده آهنگساز بهره ببرد.هر چند این نوع تقسیم بندی در آثار گروه پایور غالب نیست اما به شدت به دریافتی شخصی در این آثار تبدیل شده است. (به آثار چهار باغ ، کنسرت اساتید ، رازدل ،ارغوان و انتظار دل رجوع شود)
- استفاده از حالات مختلف تنظیم در رابطه با فرم اجرایی قطعات آنچه نواخته می شود از دیدگاه فرم در" تنظیم "گروه پایور نقش به سزایی دارد.برای بررسی این موضوع مهم، باید ابتدا عنوان شود که در مقوله ی فرم موسیقی ایرانی به شدت فقیر و کم مایه است. هر چند دید گاه های سنت گرا این را از خصیصه ی موسیقی ایرانی می دانند اما از منظری ،تاریخ یک موسیقی دویست ساله با محدودیت شش الی هفت فرم اجرایی بسیار محدود می نمایاند.اما در کل همین فرم ها هم در نوع تنظیم گروه نوازی ها نقش عمده ای داشته اند.در فرم های ضربی و یا پیش درآمد؛ تنظیم همواری بر پایه هایی استوار است که در تصنیف ها تغییر می کند.در بخش با کلام ها نوع تنظیم بر گرفته از صدا دهی کلی گروه ومتکی بر ملودی اشعار است اما در قطعات بی کلام تنظیم بر حرکت های رنگ آمیزی شده بر پایه ها ی ردیف و همچنین ساخته ی آهنگساز است.همچنین در اجراهایی که گروه پایور آثار دیگران را اجرا کرده است امانتداری حس آهنگساز در طول اجرا به گونه ای ست که تنظیم به هیچ وجه وارد حیطه ی ملودی سازی نمی شود و تنها به یک شخصیت ساده بدل می شود. (به تصانیف و قطعات اجرایی گروه در دوره های مختلف،اجرای آثار درویش خان و صبا رجوع شود)
-استفاده از آموخته های غربی و فرم های جدید در موسیقی ایران در کل "تنظیم " از مقوله های موسیقی ایرانی نیست . "تنظیم "در دیدگاه سنتی و قبل اززمان اینگونه گروه نوازی ها جایگاهی در این رابطه نداشته است.پس بدون شک نزدیک شدن به یک حرکت جدید غیر سنتی نیاز مند شناخت کافی از آن مقوله و همچنین گذشته ی موسیقایی ایرن است.حرکت های کنترپوانتیک در تنظیم های گروه پایور از نکات قابل توجه می باشد..تنیدن چند خط موازی در یکدیگر با حفظ شخصیت ملودیک و همچنین نواخت های خوش صدا در شنیدن کل قطعه از این دسته می باشد. استفاده از فرم کنسرتو و نگاه به مقوله ی جدید تنظیم در آن زمان و همچنین حضور چند نوازی ها مانند دو نوازی سنتور،فلوت،تار،ویولن در این تقسیم بندی ست اما از آنجا که بررسی این مقاله بر "گروه نوازی "ست لذا تحلیل اینان زمان و نوشتار دیگری را طلب می کند.تغییر ریتم در قطعات و همچنین گسترش دادن موتیف های برگزیده همگی از دیدگا های موسیقی غرب و استفاده بهینه گروه پایور از این دستاوردهای هنری ست.(به گروه نوازی ماهور همراه با سه تار احمد عبادی،قطعه راز و نیاز در نوار کانون پرورش فکری و همچنین گروه نوازی های ارکستر بزرگ پایور رجوع شود.)
- استفاده از نوانس ،پوزسیون ها و آرتکلاسیون به عنوان بخشی از تنظیم همواره به خاطر تثبیت نشدن تعریف مقوله ی "تنظیم "در ایران این دیدگاه ه" نسبی+ به نظر می رسد.ابن مقاله بر این باور است که در "تنظیم " گروه نوازی های پایوردیدگاهی بر تیتر این قسمت استوار بوده است.بدان معنا که در تنظیم قطعات لحن و لهجه ی ساز و نوازنده تاثیر به سزایی داشته است. "تنظیم " نه تنها تقسیم کردن ملودی ها در میان سازهای مختلف در ارکستر پایور نبوده است بلکه تیز بینی آهنگساز و تنظیم کننده بر نوع نواخت ارکستر در پوزیسیون های انتخابی و حالات دینامیکی آنها بر "تنظیم " شان مشهود است.استفاده از توانایی های کامل سازها با توجه به شناخت محدوده ی صدا دهی آنها و همچنین نوع تاثیر نوازنده بر صدا دهی ساز خود نقش مهمی را در این قسمت بر عهده دارند.اگر قطعه ای را دو گروه نوازندگان به صورت جداگانه اجرا می کنند همواره نوع تنظیم آن بر اساس نیاز اجرا تفاوت می کند و این نکته در جایگا هی ویژه در زمان خود قابل بررسی بوده است.(به آثاری چون دل شیدا ،همنوازی های سه گاه و ماهور در جشن هنر شیراز وشبهای نیشابور رجوع شود)
نتیجه:آنچه نباید در طول تحلیل این نوع "تنظیم " فراموش شود این است که تمامی این موارد در زمان خود باید مورد باز بینی قرار بگیرد.در زمانی که موسیقی ما نه در فرازمانی و یا فرا مکانی خود حرکت می کرد ،در زمانی که فرایند های انسانی آنچنان در معرض پیشرفت قرار نمی گرفت ، در زمانی که پیشرفتهای تکنولوژی در زمینه ی موسیقی به صورت امروزی وجود نداشت،به دور از اعمال سلیقه ی شخصی از باب این نوع "تنظیم " گروه پایور سردمدار این نوع موسیقی قرار می گیرد که امروزه برای هر محقق و پژوهشگری جای تفکر و کنکاش دارد.لازم به ذکر است که "گروه نوازی در ایران" همواره و از هر نقطه ی تاریخی و از هر نوع دیدگاهی که مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد نام "پایور"جزو جدا نشدنی آن تحقیق خواهد بود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 19:9 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
یا پا برای رفتن نیست، یا راه کاروان بستهست
از آرزو عقب ماندیم، بر ما، درِ زمان بستهست از روحمان چه میخواهند پیغمبرانِ بیلبخند خون از خشونتش جاری، از جنگهای تکراری آن منجیان رویایی خوابند و ما نمیبینیم در اين جهان مرگآيين، بهتر که سوّمی باشیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 20:40 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
بیا به حرمت این بغضهای پنهانی....
کنسرت گروه صنم ۲۱ ۲۲ُ آبان.فرهنگستان هنر. ساعت ۲۰:۳۰ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 12:35 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 16:40 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
نه از تاک نشان ماند نه از تاکنشان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:21 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
روزی در هنگامه ای از پیرم شنیدم که می گفت:اگر از سنگ هم هستی بر سه کس رحمت آور
آن که بعد از رییسی ،خار شد.توانگر که دینارش نماند.عالمی که در میان ابلهان گرفتار آمد. اینک هر سه و آن سه تن منم.دلداده ای بی یار و مرحمت،سرگشته ای بی مهر و مسکنت... شکوه ی من از آن است که در این دیارهیچ کس نه رنجم دانست،نه آنکه از کفم رفت و نه تمسخری که به جان خریده ام.هیچ کس روحم ندید،نیازم نشناخت.این دهل بانگ من فریاد من است از جدایی.از شرم و جداییییییی.تو بگو چه کنم گر سحوری نزنم/ می کوووبم.....می کوبم.تا سحر....می کوبم تا شامم سر رود،تا چوبم بشکند تا دهل پاره کنم.تا بشکند پنجه،تا بیوفتم از پای.می کوبم.می کوبم تا روشنایی تا دل بیدار بماند با او.....از عشق و شیدایی آن بدر منییر،از عشق و شیدایی آن ماه تمام می کووبم.می کوووبممم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 17:24 توسط امیر عباس ستایشگر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این مجال فرصتی است برای بیان دلنشان ها و بغض های فرو خورده
امير عباس ستايشگر 1358 تهران آهنگساز _ منتقد دبیر تحریریه ماهنامه هنر موسیقی موسس گروه موسيقي صنم ازآثار:قدر يار 1379 _همنشين ديرينه 1382 _دلهاي شب 1385 تا نفس باقي است... در دست انتشار |
|
RSS
|